خرید بک لینک


روزهای آخر شهریور و
حزن پاییز و خزان و نیستی
و چه سان آهسته در جان میخزد
زهر پاییزی که با من نیستی

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 7:31

شب بخیر آقای نویسنده - پاییز ... پاییز ... چون گفت که پاییز به میخانه میبرد،انگور چیده ز دستان یار را گفتم که جام را پر کن از شراب تا جرعه جرعه اش به آتش کشد مرا #بداهه + l تاريخ : شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ ساعت ن

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 7:31

تو پیامبر من بودی
که نیمه شب
پنهانی به بت خانه قلبم آمدی
تمام بت ها را شکستی
تبر ات را
روی شانه هایم گذاشتی و رفتی
حال با من چه خواهد کرد
ایمانِ دست های تو
و با خود چه کنم
با این بت بزرگ ...

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 7:31

صفحه بندی